ديروز نوشتيم آخر كار معلوم مى شود كه واقعيت تمام مدت جلوى چشم ما بوده است و ما آن را نمى ديديم. ديديد كه همينطور هم شد. تمام مدت تاج آدرسى را مى داد كه علاوه بر افشين قطبى نشانى على دايى هم بود چرا كسى او را نمى ديد، سؤالى است بى پاسخ. شايد هيأت رييسه بازى رسانه اى خوبى پيش گرفته بود. به هر روى ديروز سرمربى نداشتيم، امروز سرمربى داريم و اين اتفاق خوبى است كه سرانجام رخ داد.اما حالا كه سرمربى داريم، حرف هاى تازه داريم؛ مثلا اينكه اگر رييس فدراسيون مى گويد او اختيار تام دارد، واقعا اختيار تام داشته باشد تا در روز شكست بهانه اى نباشد كه دست من بسته بود. على دايى را مى شناسيم؛ نه امروز و ديروز، سال هاست كه مى شناسيمش، يك مرد بااراده، اهل باج دادن نيست. شايد براى همين هم هست كه بعضى رسانه ها سعى كردند چهره اش را مخدوش كنند اما او على دايى است. تجربه نشان داده است به هر چه خواسته، رسيده اما اين بار داستان فرق مى كند. او ديگر يك بازيكن نيست كه خودش تمرين كند، خودش بازى كند و خودش، خودش را ثابت كند. حالا او يك مدير است، مدير يك تيم، بايد ۲۲ بازيكن را هدايت كند و با افكار عمومى فوتبال در تعامل باشد. اگر اين واقعيت را سرلوحه كار خود بگذارد، مى تواند موفق باشد.على دايى سال ها تيم ملى را تجربه كرده، با تيم ملى زندگى كرده و از پشت پرده چند تيم ملى فوتبال ايران باخبر است. كسى نيست كه نداند او و چند بازيكن بزرگ امروز تيم ملى داراى اختلاف نظر هستند و درست اينجاست كه او مى تواند پتانسيل بالقوه خود را به رخ تمام منتقدان بكشد. نام سرمربى تيم ملى على دايى است. آنها كه با او همبازى بوده اند و سطح اول فوتبال جهان را تجربه كرده اند، مى دانند او كيست. شايد اختلاف نظرى وجود داشته باشد اما اين دليلى نيست كه او را قبول نكنند و درست اينجاست كه دايى بايد به گونه اى عمل كند كه يك آشتى ملى در تيم ملى رخ دهد. چند سال است كه يك تيم ملى همدل نديده ايم؟ در تاريخ بگرديد به سال ۱۹۹۶ مى رسيد، جام ملت هاى آسيا. رمز موفقيت و محبوبيت تيم ملى آن سال همدلى بود. امروز هم كفاشيان و هم دايى به عنوان مردان قدرت فوتبال اگر مى خواهند موفق باشند بايد به دنبال كليد همدلى بگردند.حرف آخر اينكه دايى انگيزه موفق شدن را دارد، بيشتر از هر كس ديگرى. او بايد حمايت شود، نه كوركورانه بلكه از روى منطق. تنها در اين صورت است كه مى شود اميدوار بود انگيزه او دو چندان شود. مبادا روزى برسد كه مردى محكم مثل على دايى را بى انگيزه ببينيم.و سخن آخر با على دايى، شهريار فوتبال ايران؛ جناب دايى، مسؤوليتى را بر عهده گرفته اى كه موفقيت در آن كار مردان سختكوش است و البته صبور، صبور باش كه اگر چنين نباشى اسطوره نخواهى ماند.
۱۳۸۶ اسفند ۱۳, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر